( وضعیت بارداری )1394/12/1 ساعت 10 صبح
سلام کوچولوی مهربونم.gif)
بعد از بودن وجود نازنینت تو بدنم ، تو خونم ، ماهی یک بار برای چک کردن و وضعیت سلامتیت به درمانگاه محل می رفتم و توصیه های خانم دکتر از بخور و نخورهای فراوان ، از بهداشت و مراقبت های ویژه منو باخبر می کردن .
به خاطر توی وروجک باید از بعضی غذاهای خوشمزه مثل پیتزا ، ساندویچ و کنسرو ماهی
دوری می کردم که مبادا خدایی نکرده یه وقت برات اتقاق بدی بیفته .
البته در کنارش بابای مهربونت هر روز صبح شکمم رو بوس می کرد و میگفت سلام کوچولوی بابا و الان بیشتر از همیشه هوای ما دو تا رو داشت و بهترین و تازه ترین میوه ها رو برامون میخرید تا مبادا یه روزی کوچولوش رشدش کم بشه .
عزیز نازم من و بابات از وجودت خیلی خوشحالیم ، امیدواریم در پناه خدای مهربون به سلامتی به دنیای ما آما قدم خوبت رو بزاری ..gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



( وضعیت بارداری )1394/12/1 ساعت 10 صبح
